درسی برای تنازع بقا : استارتاپ های ایرانی متحد شوید !

میثاق بنی مهد ( کارشناس iOS شرکت طراحی پرتو )

خبر طبق معمول کوتاه است . مایکروسافت شبکه اجتماعی “لینکدین” را با قیمتی بالغ بر ۲۶ میلیارد دلار خریداری کرده است . این خبر کوتاه دنباله ای است بر تمامی خبرهای یک خطی مشابهی که در چند سال اخیر از مبادلات مهورانه ی غولهای بزرگ جهان فناوری شنیده ایم .
همین چند روز پیش بود که در کنار خبر بالا تیتر معامله ی شگفت انگیز توییتر هم منتشر شد . مدیران توییتر سهام عمده ی شرکت کوچک “مجیک پانی” را از آن خود کرده بودند تا به سرعت بتوانند تکنیک تشخیص و آنالیز تصاویر را به سرویس خود الحاق کنند . در واقع توییتری ها به جای اقدام مستقل در تولید سرویسی مشابه و اتخاذ تاکتیک حرکت و رقابت موازی ، راه حل برد بردی را برگزیده بودند که حاصلش استفاده به هنگام از موقعیت رقیب احتمالی آینده بود .
اینگونه نگاه به سیاست ادغام ، یعنی جبر حل شدن عنصر کوچک در عنصر بزرگ به صورت میانگین در اکثریت غریب به اتفاق خبرهای اینچنینی وجود دارد و اتفاقا با نگاه پیشرو ” دارویسنیستی ” بر مقوله ی فناوری سرمایه سالارانه همخوان است .
با همین نگاه است که گوگل ، یوتیوب جوان و کوچک را در سال ۲۰۰۲ با هزینه ای اندک ( در آن مقیاس زمانی ) ازان خود می کند و فیس بوک ” واتس اپ ” مهجور را با پیشنهادی چرب و نرم ! به خانه ی خود می آورد . و شاید حکایت تصاحب تمثیلی خدمات “نوکیا” توسط غول بی شاخ دم بازار انحصار ، “مایکروسافت” از همین نگاه و در همین بستر قابل تحلیل باشد .
تامل اینچنینی بر داستان ادغام در جهان ، درسهای نهفته ای هم برای ما فعالان عرصه ی استارتاپی ایران دارد . درسهایی که متاسفانه به آسانی از تحلیل و تاملشان پا پس می زنیم .
در نگاه ایرانی ما ، ادغام ، پیوستی و بزرگ شدن معادلی است غلط برای گناه تن زدن از رقابت ! همه می خواهیم خودمان چرخ را دوباره از نو اختراع کنیم . ما در این سرزمین ” کافه بازار” داریم . ” اسنپ ” داریم ، فیدیلیو داریم . دیوار داریم ، دیجی کلا داریم اما هیچکداممان قرار نیست برای بزرگ شدنمان دیگری را در آغوش بگیریم . ” همراه اول ” ما ، به فکر بازاری مستقل و کارامد تر از ” کافه بازار ” است . تلوزیون ما می خواهد پول انباشته ی دولتی را خرج برنامه ای فراتر و برتر از ” آپارات ” کند ، قرار است با ” ۵۰۴۰ ” فک ” دیجی کالا ” را پیاده کنیم . قرار است دهها ” اسنپ ” کوچک و بزرگ داشته باشیم . ما همگی با حدت و شدت آشکاری دچار سندروم ژست استارتاپی هستیم و احتمالا در آینده ای نزدیک و با آزاد شدن تعاملات جهانی و راه یابی برندهای بازار آزاد به سرزمینمان این خواب کودکانه با تلنگر دردناکی پرانده خواهد شد .
این مورد آخر البته ابدا آرزو و سودای ما نیست ، چرا که نمی خواهیم این خواب سنگین چندین ساله ، طعم شیرین موفقیت بازار جوان استارتاپی ایران ، را زهر کام کند . راه حل نهایی و پادزهر این کابوس ، تنها در یک حقیقت عینی و تجربه شده نهفته است ، برندهای بزرگ ما باید به وسع بزرگیشان تن به رشد همه جانبه بسپارند و ذهنیت خود را از تلاش برای عینیت دادن به فعل مستقل به تلاش جهت ادغام با برترینهای بازار استارتاپی رهنمون کنند . اصلا بد نیست که یک نهاد دولتی پرو پیمان مثل صدا و سیما ،پیشنهاد خرید بخش عمده ای از سهام سرویسهای شبکه آپارات را به مدیران این مجموعه بدهد . اصلا بد نیست ، یک سرمایه گذار خصوصی صاحب “تراست” به جای تلاش برای خلق پدیده ای برتر از “دیجی کالا” بخشی از سهام این شرکت رو به توسعه را ازان خود کند . اصلا بد نیست که مدیران ” همراه اول” پیشنهاد مهورانه ای را جهت ادغام یا خرید بخش عمده ای از سهام ” کافه بازار ” به این شرکت ارائه کنند .
عمل به سیاست ادغام یعنی تلاش هر چه بیشتر ، برای تشکیل شبکه های ابر غول فناوری و توسعه بیزینسهای کوچک به سمت بزرگ تر شدن و پر و بال گرفتن بیشتر . یقیین داشته باشیم که اگر این روزها ، در پهنه بازار محدود ایرانی از تعامل و در آغوش گیری رقیب تن بزنیم به زودی مجبور خواهیم بود در پهنه ی جهانی توسط تراستهای چند ملیتی و با سهامی پشیز و خرد بلعیده شویم . یادمان باشد این قانون جابرانه ی طبیعت و از آن گریزی نیست .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *